ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
33
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
شكست دادند و گريزاندند . داود يكى از سرداران خويش را در پى او فرستاد و به دو دستور داد كه درين كار نرمى و مهربانى پيش گيرد شايد بتواند كه وى را اسير كند و نكشد . آن سردار به تندى سر در پى او نهاد و او را چنان سرآسيمه ساخت كه در راه به درختى خورد و كشته شد . داود از داغ او به اندوهى سخت دچار گرديد و بر آن سردار كه باعث مرگ فرزندش شده بود ، خشم گرفت .